سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
گودال بود و غربت بی انتهای من - منتظران مهدی






























منتظران مهدی


عکس های ماه محرم


 


 



گودال بود و غربت بی انتهای من


 


شد خیمه گاه مروه و مقتل صفای من


 


از بسکه ازدحام در آنجا زیاد بود


جایی نبود کشته ی بی سر ؛ برای من


یک خنجر شکسته چرا بوسه می زند


بر روی حنجر تو برادر به جای من


یک نیزه آمد و سخنت را برید و رفت


یک کعب نی رسید به داد صدای من


پیراهن تن تو پر از رد پا شده است ....


یا اشتباه میکند این چشم های من ؟


با تازیانه ها بدنم خوب آشناست


من را زدند پیش تو ای آشنای من


دیدند بی کسیم به ما طعنه ها زدند


مانند مادر تو مرا بی هوا زدند


  


کاش می گشتم فدای دست تو


تا نمی دیدم عزای دست تو


 


خیمه های ظهر عاشورا هنوز


تکیه دارد بر عصای دست تو


 


از درخت سبز باغ مصطفی


تا فتاده شاخه های دست تو


 


اشک می ریزد ز چشم اهل دل


در عزای غم فزای دست تو


 


یک چمن گلهای سرخ نینوا


سبز می گردد به ژای دست تو


 


در شگفتم از تو ای دست خدا


چیست آیاخونبهای دست تو؟


 


 


 

عاشق اگر شدم، اثر چشم های توست


 


 اصلاً تمام زیر سرِ چشم های توست


 


 دلهایِ سنگ  را به نگاهی طلا کنی


 این کیمیاگری هنر چشم های توست


 بعد از ابوتراب، تمام حجاز و شام


 مبهوت جرأتِ جگر چشم های توست


 


 


 


 


تکیه میعادگاه




خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد
آن روز معلم شهادت چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد!


ستاره از نگین بر خاک افتاد
قمر از روی زین بر خاک افتاد
گل سرخی ز دامان پیمبر
برای حفظ دین بر خاک افتاد


السلام علی الحسین و علی عباس الحسین


 خونی که ز پیشانی او جاری شد
سرسبــزترین بهارِ بـیداری شد
آن سر که به روی نیزه‌ها گشت بلند
آیینــه ی روشن فــــداکاری ش‍‍‍‍‌‌ـــد


نوشته شده در چهارشنبه 16/9/90ساعت 10:11 صبح توسط منجی نظرات ( ) |


Design By : Pichak