سفارش تبلیغ
کوچکترین هندزفری بلوتوث
منتظران مهدی






























منتظران مهدی


والّذین جآهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا و انّ اللّه لمع المحسنین


وکسانی که مجاهده کنند در راه ما همانا آن هارا به راه های خودمان هدایت خواهیم کرد


 


خدا وعده داده است


 که هرکس در راه خدا که راه خوشبختی انسان است


 تلاش کند اورا از امدادهای غیبی خود بهره مند سازد و در رسیدن به مقصد یاری کند


نوشته شده در یکشنبه 18/10/90ساعت 10:49 صبح توسط منجی نظرات ( ) |

کاش زمان آمدنت را میدانستم،کاش زمان را


 می شناختم..تا پیدایت میکردم.به ستاره سحری گفته ام


تا رد پایت را از آسمان برایم بفرستد یا شاید از پشت ابرها...


آخر قصه آمدنت را که میداند؟


 می دانم روزی خواهی آمد


روزی که بهار به باغچه خشک ما آمده باشد


 و گل های نرگس بیدار شده باشند.


به انتظار آمدنت ستاره هارا در دفترم نقاشی میکنم


مشق های شبم را فراموش می کنم


 و دیده به افق آمدنت می نگرم می دانم خواهی آمد


 


روزی از همین روزها

 


 



سوالی ساده دارم از حضورت


من آیا زنده ام وقت ظهورت


اگر تو آمدی من رفته بودم


اسیر سال و ماه وهفته بودم


دعایم کن که تا من جان بگیرم


بیایم در رکاب تو بمیرم


(یا صاحب زمان عجل علی ظهورک)



 


 


 


                        


 


مگه ما بدا دل نداریم؟


 





سردرگمی برای افکار پریشانم عادت شده


 


به کدامین طلوع بنگرم که پایانش غروب را تداعی نکند


 


وآیا.....هرگز چنین میشود


 


آمدن......بودن......ماندن


 


بدون هیچ غروب..........


 


آری ای بادابرها را جا به جا کن


 


شاید این خورشید قبل از غروب


 


برای مدتی بس طولانی تر نصیب چشمان من شود


 


بی هیچ تردید منتظر باران نیز خواهم ماند


 


آنقدر چشم به انتظارت میمانم تا بیایی



 


 


 


 



و آمدنت را با تکبیر و صلوات جشن خواهم گرفت


نوشته شده در سه شنبه 6/10/90ساعت 6:11 عصر توسط منجی نظرات ( ) |

من گریه میریزم به پای جاده ات..............


تا آییـــنه کاری کرده باشم مقدمت را.................


اول ضمیر غائب مفر کجایی..............................


ای پاسخ آدینه های پر معما.......................................


حتمی بی چون و چرای سبز باز گرد........................................


راحت شویم از دست اما و اگرها.....................................


بهر ظهور امروز هم روز بدی نیــــست..........................


ای تکسوار جاده های رو به فردا..........................


آقـــا،صدای پای سبز مرکب توست....................


 تنها جواب اینهمه((می آید آیا))...............


یک جمعه میبیند نگاه شرقی من...........


 خورشید بیدار می شود.............


 از غرب دنیا................


 آقا نماز جمعه این هفته باتو......


پای برهنه آمدن تا کوفه باما


نوشته شده در سه شنبه 22/9/90ساعت 9:27 عصر توسط منجی نظرات ( ) |

 


                                      


 طوفانی ، شده در شرق ایمانم


 


و در راه میان خویش بیش از پیش


 می لنگم


به غربم میدواند آنچه بر دنیام می ریزد


و من در خلسه ای دور از چه آیا خوب آیا بد....


.


چگونه میتوان هم درد بود هم التیام درد


یا یک مشت زهرو مشت دیگر پادزهر درد!


و این در اختیار محض بودن ،


 میکشد من را..!


که دامن باز ودستم بازو دل بی حصن ..


و مشتی در خفا و دیگری در کار بر هم ریختن.. در کار بی حاصل


عجیب از انتخاب درد..،


از این اشتیاق سر کشیده در طمع بر اشتباه محض


وقیحانه به مایحتاج روحم سنگ می پاشم


جسورانه به این، بد ، درد ، پستی ، تلخ.. میپیچم..


و انگشتی که بر وجدان سردم ضربه میبارد


می آویزم!


و این داروی بی همتای دردم را


میان راه


مــ


   ی


       ر


          یــ


              ز


                 مـــــ ..                    


.


 


نه آنکه از پریشانی و از این مطلق تاریک ،


بلکه از امید ِبر تاریک  


از اصرار بر این انتخاب شرم


 میترسم................................................................................


 


 


 


 


 


( ـ سکوت ـ )


 


 


 


 


حسین را منتظران کشتند


 


.


.


.


.


.


.


.


دعا کن پیک نور آید


شب و روز ظهور آید...


  


 


 


 


 


 سپاس خداوند را برای تمام دریچه هایی که  در فهم و روحم ، بست و گشود ، تا "من" را در پیش چشم خودم وصف کند ..


 


 


به نام حق


 


 


سر شار از گمشدگی است این جا


نه راهی به خانه ای هست


 نه راهی به خیابان


زیر نور مهتاب


میان جایی که نمیدانم کجا


انگشت هایم را درون هم قلاب می کنم


و چشم بسته


دعا می کنم:


خدایا من را پیدا کن


 


 


نوشته شده در یکشنبه 20/9/90ساعت 9:57 عصر توسط منجی نظرات ( ) |

عکس های ماه محرم


 


 



گودال بود و غربت بی انتهای من


 


شد خیمه گاه مروه و مقتل صفای من


 


از بسکه ازدحام در آنجا زیاد بود


جایی نبود کشته ی بی سر ؛ برای من


یک خنجر شکسته چرا بوسه می زند


بر روی حنجر تو برادر به جای من


یک نیزه آمد و سخنت را برید و رفت


یک کعب نی رسید به داد صدای من


پیراهن تن تو پر از رد پا شده است ....


یا اشتباه میکند این چشم های من ؟


با تازیانه ها بدنم خوب آشناست


من را زدند پیش تو ای آشنای من


دیدند بی کسیم به ما طعنه ها زدند


مانند مادر تو مرا بی هوا زدند


  


کاش می گشتم فدای دست تو


تا نمی دیدم عزای دست تو


 


خیمه های ظهر عاشورا هنوز


تکیه دارد بر عصای دست تو


 


از درخت سبز باغ مصطفی


تا فتاده شاخه های دست تو


 


اشک می ریزد ز چشم اهل دل


در عزای غم فزای دست تو


 


یک چمن گلهای سرخ نینوا


سبز می گردد به ژای دست تو


 


در شگفتم از تو ای دست خدا


چیست آیاخونبهای دست تو؟


 


 


 

عاشق اگر شدم، اثر چشم های توست


 


 اصلاً تمام زیر سرِ چشم های توست


 


 دلهایِ سنگ  را به نگاهی طلا کنی


 این کیمیاگری هنر چشم های توست


 بعد از ابوتراب، تمام حجاز و شام


 مبهوت جرأتِ جگر چشم های توست


 


 


 


 


تکیه میعادگاه




خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد
آن روز معلم شهادت چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد!


ستاره از نگین بر خاک افتاد
قمر از روی زین بر خاک افتاد
گل سرخی ز دامان پیمبر
برای حفظ دین بر خاک افتاد


السلام علی الحسین و علی عباس الحسین


 خونی که ز پیشانی او جاری شد
سرسبــزترین بهارِ بـیداری شد
آن سر که به روی نیزه‌ها گشت بلند
آیینــه ی روشن فــــداکاری ش‍‍‍‍‌‌ـــد


نوشته شده در چهارشنبه 16/9/90ساعت 10:11 صبح توسط منجی نظرات ( ) |

وماهذه الحیاة دُنیا...


 الا لهوُ ولعبُ...واِنِِِِِِِّ الدارآلأخرة...لهیِ الحیوانُ...


 لو کانوا یعلمون...


زندگی دنیا به تنهایی چیزی نیست،جز سرگرمی و بازیچه


وبه راستیــ در سرای آخرت، زندگی راستینـ استـ.


اگر میدانستیم؟!


نوشته شده در چهارشنبه 2/9/90ساعت 11:53 صبح توسط منجی نظرات ( ) |

دانشگاه انتظار


دانشگاه انتظار بعداز 1300 سال همچنان دانشجو می پذیرد.

متاسفانه این دانشگاه هنوز 313 فارغ التحصیل هم نداشته است.
این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون به عمل می آورد.


مدارک لازم برای ثبت نام:

1. نمازاول وقت
2. ولایت مداری
3. دائم الوضو بودن
4. دلی پر از ثواب و قلبی آکنده از یاد خدا

به امید عدم مشروطی دراین دانشگاه

التماس دعا



  


اد ماهم...


سلام

 


عجب صبری خدا دارد اگرمن جای او بودم ....استغفرالله


خدایا چقدر انتظار چقدر  نذر صلوات چقدر چشم به آدینه منتظر


بارخدایا دلها از انتظار خسته شد پس مهدی زهرا کجاست


اباصالحم کجایی که در دلها چه غوغایی شده  مهدی جان چه می شود امشب بر کنار سجاده ام  بوی نرگسی ات را به مشامم برسانی . مهدی جان هرچه باشم شیعه علی ام فرزندی از نسل مادرت


مهدی جان بیا و چشم های نگران و حقه شده بر انتظارمان را آرامشی به وسعت انتظار سالیانت صفا ده


 


بر ثانیه ظهور مهدی صلوات



 



جمعه و چشمهای منتظر...

سلامی به وسعت انتظار سالهای عمرم

 


مهدی جان رسم عاشقی این نیست دل داده را نگران و منتظر بگذاری


این جمعه هم گذشت و خبری از یوسف زهرا نشد


مهدی جان تاکی چشم ها را به آدینه ها و انتظارش بسپاریم


تو بیا آقا رسم مهمان نوازی با این دل روسیاه


آقا دل از دوریت ...


آقا دوباره نذر کرده بود نماز جمعه این هفته را..


دانی که بی روی مه ات آرامم نیست..




 



نوشته شده در شنبه 28/8/90ساعت 7:52 عصر توسط منجی نظرات ( ) |


Design By : Pichak